گزارش تصویری هفدهمین جلسه علنی شورای شهر رشت

سومین کنفرانس ملی دانشجویی اقتصاد کشاورزی برگزار می شود

مدال نقره ورزشکار گیلانی در گرگان

گزارش تصویری انتخابات ریاست هیات کاراته استان گیلان

پیام تبریک شهردار رشت به رضا رسولی رییس کمیسیون عمران شورا در پی انتخاب به عنوان رییس هیئت کاراته گیلان

آلبوم سیه چومه از حسین نیک صفت منتشر میشود

رییس جمهوری هفته آینده لایحه بودجه سال ۹۷ را تقدیم مجلس می کند

ثبت تصاویر خرس قهوه ای در منطقه حفاظت شده گشت رودخان و سیاهمزگی شفت

واقعه ۱۶ آذر چگونه رخ داد؟

گزارش تصویری بازی تیم‌های سپیدرود رشت و پرسپولیس

گزارش تصویری رژه خودرویی ستاد مدیریت بحران شهرداری رشت

ناصر عطایی شهردار منطقه یک شد

کد خبر: 1919 | تاریخ انتشار: ۱۲:۲۸:۵۴ - چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۲ | بدون نظر | چاپ |

صحنه اي دردناك

كتابهاي خوبي در زمينه اسرا نوشته شده ، كه بعضي از آنان بسيار شاخص و زيباست كه ازجمله ي آنان مي توان به 2 كتاب اشاره كرد: 1. كتاب “حكايت زمستان” اثر سعيد عاكف و 2. كتاب “پايي كه جا ماند”  اثر سید ناصر حسینی پور

در هر 2 كتاب خاطرات عجيبي از دوران اسارت ديده مي شود كه مي توان به عنوان نمونه به يكي از خاطراتي كه در كتاب “پايي كه جا ماند ” اشاره كرد:

تکیه کلامش “کلکم مجوس و الخمینیون اعداء العرب” بود. چند بار با چوب پرچم به سرم کوبید.

از حالاتش پیدا بود تعادل روانی ندارد. از من که دور شد، حدود ده پانزده متر پشت سرم، کنار جنازه یکی از شهدا که وسط جاده بود ایستاد.

جنازه از پشت به زمین افتاده بود. نظامی سیاه سوخته عراقی کنار جنازه اش ایستاد و یک دفعه چوبِ پرچمِ عراق را به پایین جناق سینه ی شهید کوبید، طوری که چوب پرچم درون شکم شهید فرو رفت.

آرزو می کردم بمیرم و زنده نباشم.

(پاورقی: تا زمانی که پدر و مادر شهید در قید حیات هستند نمی توانم نام او را در این کتاب ببرم. با برادرش که صحبت می کردم گفت: مادرم ناراحتی قلبی دارد. تا زنده است اسم برادرم را در کتاب ننویس. امیدوارم مادر این شهید سال ها زنده باشند. ترجیح می دهم سال ها بعد به منظور ثبت جنایات رژیم بعثی عراق در جنگ، نام او را بنویسم.)  [صفحه 84]

منبرک

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر

آوای رشت
جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶
اوقات شرعی

آخرین اخبار

دیجیتال سامانه