گزارش تصویری چهارمین یادبود همسر حجت الاسلام شفیعی با سخنرانی ایت الله صالحی خوانساری در مسجد امام رضا گلسار

مجمع مهندسین ۲۵ سال سابقه سیاسی دارد / چطور آن موقع که منویات اقایان تامین می شد مجوزدار بودیم الان شدیم فاقد مجوز!

صنعت چاپ گیلان نیازمند حمایت و همراهی مسئولان

 استان گیلان امسال گرم‌ و خشک‌ترین سال خود را تجربه کرد

استان گیلان ۳۰ هزار کلاس اولی دارد

گزارش تصویری نهمین جلسه علنی شورای شهر رشت

زنگ خطر تله کابین ها به صدا درآمد/ وقتی زیرساخت ها برای جذب توریست کارساز نیست

دولت اعتدالی، قطعا استاندار میانه رو می خواهد/محمدی از محبوب ترین اعتدالیون استان است

او خیلی معروف است

لباس گیلان، شادترین لباس جهان+ عکس

«گیله‌وا» به ایستگاه آخر رسید

برگزاری برنامه شب‌های فرهنگی در رشت

کد خبر: 1919 | تاریخ انتشار: ۱۲:۲۸:۵۴ - چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۲ | بدون نظر | چاپ |

صحنه اي دردناك

كتابهاي خوبي در زمينه اسرا نوشته شده ، كه بعضي از آنان بسيار شاخص و زيباست كه ازجمله ي آنان مي توان به 2 كتاب اشاره كرد: 1. كتاب “حكايت زمستان” اثر سعيد عاكف و 2. كتاب “پايي كه جا ماند”  اثر سید ناصر حسینی پور

در هر 2 كتاب خاطرات عجيبي از دوران اسارت ديده مي شود كه مي توان به عنوان نمونه به يكي از خاطراتي كه در كتاب “پايي كه جا ماند ” اشاره كرد:

تکیه کلامش “کلکم مجوس و الخمینیون اعداء العرب” بود. چند بار با چوب پرچم به سرم کوبید.

از حالاتش پیدا بود تعادل روانی ندارد. از من که دور شد، حدود ده پانزده متر پشت سرم، کنار جنازه یکی از شهدا که وسط جاده بود ایستاد.

جنازه از پشت به زمین افتاده بود. نظامی سیاه سوخته عراقی کنار جنازه اش ایستاد و یک دفعه چوبِ پرچمِ عراق را به پایین جناق سینه ی شهید کوبید، طوری که چوب پرچم درون شکم شهید فرو رفت.

آرزو می کردم بمیرم و زنده نباشم.

(پاورقی: تا زمانی که پدر و مادر شهید در قید حیات هستند نمی توانم نام او را در این کتاب ببرم. با برادرش که صحبت می کردم گفت: مادرم ناراحتی قلبی دارد. تا زنده است اسم برادرم را در کتاب ننویس. امیدوارم مادر این شهید سال ها زنده باشند. ترجیح می دهم سال ها بعد به منظور ثبت جنایات رژیم بعثی عراق در جنگ، نام او را بنویسم.)  [صفحه 84]

منبرک

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر

آوای رشت
جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
اوقات شرعی

آخرین اخبار

دیجیتال سامانه