رشت شهردار ندارد؛ جمله ای است که اگر چه حقیقت تلخ این روزهای شهرباران است اما در عین حال نباید در تحلیل ها به گونه ای مطرح شود که زحمات علی بهارمست در جایگاه سرپرستی شهرداری نادیده گرفته شود. سرپرستی که چشمداشتی به جایگاه شهرداری نداشت و تنها به دنبال انجام صحیح مسئولیت خود بود.

حدود سه ماه قبل بود که مسعود نصرتی قزوینی نژاد سرانجام پس از رایزنی های چند ماهه، رشت را به حال خود رها کرد و معاونت توسعه‌ منابع و پشتیبانی سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور را بر عهده گرفت.

رفتن نصرتی یک درس بزرگ برای رشت و رشتی ها داشت؛ اینکه مدیری غیر بومی که تعصب خاصی روی این شهر ندارد می تواند به راحتی شهر را رها کند و به دنبال ارتقای جایگاه شخصی خود برود. شورا هم در این شرایط کار ویژه ای از دستش بر نمی آید چرا که یا باید با رفتن مدیر غیربومی موافقت کند یا شهردار را به اجبار در شهر حفط کند که برازنده شهری مثل رشت نیست. بنابراین بهتر است از همان ابتدای کار تعلق خاطر به رشت و متعهد بودن به مسئولیت به عنوان یکی از پارامترهای ضروری انتخاب شهردار در نظر گرفته شود.

نصرتی قزوینی نژاد پیش از اینکه به رشت بیاید حدود ۲۰ سال در شهرداری قزوین، شهر زادگاهش، سابقه فعالیت داشت و پس از آن که پله پله در آنجا ترقی کرد حدود ۸ سال هم شهردار قزوین بود. او سپس به رشت آمد و در کمتر از یک سال بعد معاون سازمان شهرداری ها شد. پس از رفتن او فردی به عنوان سرپرست شهرداری رشت معرفی شد که حدود ۲۰ سال سابقه فعالیت در شهرداری رشت داشت و حضور در ۴ معاونت و یک دوره سرپرستی را پیش از این در کارنامه خود ثبت کرده بود. آن فرد علی بهارمست بود که بی شک یکی از سرمایه های انسانی شهرداری رشت به شمار می رود.

علی بهارمست در همین مدت سه ماهه سرپرستی آرامش را در مجموعه شهرداری برقرار کرده و تلاش خود را برای پیشبرد صحیح امور به کار بسته است. شاید اگر بهارمست این مسئولیت را نمی پذیرفت امروز شاهد حواشی بیشتری در شهرداری رشت بودیم.

او با توجه به وضعیت درآمدی نامناسب شهرداری از هرگونه ریخت و پاش اضافه جلوگیری کرد. میزبانی شهرخلاق نمونه ای از این موارد بود که با توجه به برآورد هزینه ۸۸ میلیارد ریالی و اختلاف فاحش با بودجه پیش بینی شده مخالفت او را در پی داشت و هیچگونه میانجیگری و سفارش مستقیم یا غیرمستقیم از سوی برخی افراد باعث نشد بهارمست از تصمیمی که به مصلحت شهر می دانست عقب نشینی کند. پرداخت به موقع حقوق و مزایای کارکنان مساله دیگری بود که همواره در اولویت های او بود. پیشبرد تعدادی از پروژه های نیمه تمام باقیمانده با وجود تمام تنگناهای اقتصادی نیز گوشه دیگری از کارهای دوران سرپرستی او بود و در مجموع عملکرد قابل قبولی به عنوان سرپرست داشت. او نه دنبال شهردار شدن بود و نه دنبال مصاحبه های رنگارنگ و خودنمایی؛ اهل کار بود و تلاش.

بهارمست ویژگی های اخلاقی خاصی دارد و همین او را بین عموم مردم محبوب کرده است؛ محبوبیتی که شورانشینان را حتی اگر برخلاف میل باطنیشان باشد مجبور می کند از او حمایت کنند. چون او خودش را به اثبات رسانده است. البته او اهل بهره برداری شخصی از این محبوبیت نبوده و درست همان زمانی که برخی خیال شهردار شدن را در سر می پروراندند او به جای لابی برای شهردار شدن،سرپرست سپیدرود شد تا همکار علی کریمی در این تیم شود.

اما با همه این توضیحات، سوال اینجاست چرا فردی مثل علی بهارمست به عنوان یکی از مدیران با سابقه شهرداری رشت که از سرمایه های این مجموعه به شمار می رود نخواست در بین گزینه های نهایی شهرداری رشت باشد؟ آیا رفتارهای شورانشینان تاثیری در تصمیم او نداشته است؟ چرا باید در شهری مثل قزوین، یک مدیر بتواند پله پله رشد کند و ۸ سال شهردار شود و سپس به شهرداری کلانشهری دیگر و معاون سازمان شهرداری ها برسد اما در رشت، شرایط به گونه دیگری باشد؟

پاسخ این سوالات هر چه هست باید مراقب باشیم که نه علی بهارمست بلکه تمام مدیران با سابقه و مجرب ما از قبول مسئولیت در این مجموعه دلسرد نشوند. افرادی که سالها در یک مجموعه حضور دارند و شرایط مختلف سازمانی را لمس کرده اند سرمایه آن سازمان به شمار می روند؛ که سالها زمان و هزینه برای رسیدن آنها به آن نقطه صرف شده است. اتلاف بیت المال تعاریف مختلفی دارد و شورا به عنوان نماینده مردم باید حافظ آن باشد. یکی از مصادیق آن می تواند حفظ سرمایه های انسانی و ایجاد انگیزه در مجموعه باشد که نباید از آن غفلت کرد.

منبع خبر: حرف تازه